تبلیغات
العربیة ( امیری ) - نکات دستوری عربی 3 عمومی
دانشجوی دکتری زبان وادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس

نکات دستوری عربی 3 عمومی

16 مهر 89 17:03

نویسنده : Amiri
ارسال شده در: Grammar ،

ردیف

صفحه

نكات صرفی و نحوی

1

69

«حول»در «اُریدُ أن أتكلَّم حولَ حفلة عظیمةٍ»

ظرف مكان، مفعول فیه و منصوب

2

69

«لها مقامٌ» در «نُرید أن نُكرّم شخصیةً لَها مقام....»

(لها:خبرمقدم+مقام:مبتدای مؤخرّ) جمله‌ی وصفیه و منصوب محلّاً.

3

69

«مَن» در «من أرفَع شأناً و إعزّ مقاماً»

اسم استفهام مبتدا و مرفوع محلاً.

4

69

«مَعَ» در «لا تَنسیَ أن تَحضُری مَعَ أمَك»

ظرف مكان، مفعول فیه و منصوب.

5

70

«شی‌ءٌ» در «ابتسَمَت و قالت:شیءٌ جمیلٌ»

خبر برای مبتدای محذوف و اصل آن«هذا شیءٌ جمیلٌ»

6

70

«مَعَاً» در «سَنشترك معاً»

حال و منصوب به معنای «جمیعاً» كه برای مثنی و جمع به كار می‌رود.

7

71

«أنّ أبی قد نَسِیَ» در «كنتُ أظنّ أنّ أبی قدنُسِیَ»

جمله «أنّ» به همراه اسم و خبر جانشین و سد مسدّ دو مفعول «ظَنَّ» منصوب محلاً

8

71

«تلك» در عبارت «تلك اللیلة نِمتُ....»

اسم اشاره جانشین مفعول فیه و منصوب محلاً و «اللیلةَ» عطف بیان.

9

71

«آخر» در «أنا و اُمّی جلسنا آخرَالقاعة»

ظرف مكان، مفعول فیه و منصوب.

10

71

«كثیراً» در «تعجّبتُ كثیراً»

صفت جانشین مفعول مطلق و منصوب.

11

72

«ها» در «ها! هذه المراسیم قد اِنعقدت......»

حرف تنبیه، محلی از اعراب ندارد.

12

72

«أبداً»در «فَلَن نَنُساهم أبداً»

ظرف زمان، مفعول فیه و منصوب

13

72

«علینا» در «علینا أن نَتَّخِذَهُم سراجاً....»

علینا: خبرمقدم+أن نَتّخذهم:مبتدای مؤخّر و مصدر مووّل در اصل «علینا اتخاذُنا إیّاهم ..»

14

75

«یَخْفِقُ» در «أخذ قلبی یَخفق بشدّة»

جمله فعلیه منصوب محلاً خبر برای فعل مقاربه«أخذ»

15

78

«مَجدّی» در «السیّد مجدّی ........»

بدل و تابع

 

ردیف

صفحه

نكات صرفی و نحوی

16

78

«صالحاً» در «مَن أحسن قولاً ممّن دَعا إلی الله و عمل صالحاً»

صفت جانشین مفعول مطلق و یا مفعول‌به

17

79

«أن تكرهوا» در «عسی أن تَكرهوا شیئاً و هو خیرٌ لكم»

مصدر مووّل و فاعل برای «عسی» كه تامّه به كار رفته است.

18

80

«أعظَم»در «إنَّ الأحمقَ یُصیب بحمقِهِ أعظم مِن فجور الفاجر»

مفعول به و منصوب برای یُصیب یا نائب مفعول‌مطلق

19

 

«أن نواجِهَ» در «كبر مَقْتاً عندالله أن نواجَه‌الناس......» مقتاً:تمییز

أن نواجه:مصدر مووّل فاعل برای «كَبُر»

20

86

«قَلَّما» در « قَلَّما یَبقی»

قَلَّ:فعل ماضی+ما: كافه كه بازدارنده‌ی فاعل آن است.

21

86

«تَعِشْ» در «اُترك الحرصَ تَعِش فی راحةٍ»

مضارع مجزوم و جواب فعل‌ طلبی «اترك»

22

86

«مَن» در «قَلّما نالَ مُناد مَن حَرَصَ»

فاعل و مرفوع محلاً و «منی» مفعول به منصوب تقدیراً.

23

86

«ظَمآنَ» در «رُبَّ ظماَنَ بِصفو الماء غصّ»

ربَّ: حرف جاره+ ظلمان: مجرور به حرف جر مجرور با فتحه فرعی به خاطر غیرمنصرف بودن، مبتدا مرفوع محلاً

رُبَّ: حرف جری است كه فقط برسر نكره در می‌آید و صدارت طلب است و حف جرّ شبیه زائد به شمار می‌آید و اسم مجرور بعد از آن می‌تواند متناسب با موقعیت خود در جمله نقش بپذیرد.

24

86

«هی» در «فهی نعَم المُقْتَنَص»

هَی: مبتدا و مرفوع محلاً به عنوان مخصوص مدح

نِعْمَ: فعل مدح

المقتنص: فاعل و مرفوع برای فعل مدح




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -