تبلیغات
العربیة ( امیری ) - شیوه نوین تدریس در درس عربی
دانشجوی دکتری زبان وادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس

شیوه نوین تدریس در درس عربی

19 شهریور 90 23:48

نویسنده : Amiri
ارسال شده در:

شیوه نوین تدریس در درس عربی
در ابتدا نگاهی به معرفی معلم و نحوه آموزش می گردد . سپس ویژگیهایی که برای معلم ترسیم می شود.
با سه رویکرد کیفیتی - موقعیتی و کارکردهای مورد بررسی قرار می گیرد
سپس به ارائه نکاتی راجع به مشکلات معلمان عربی می پردازیم تا نظر شما چه باشد .
معلم
1-
معلم اساسی ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق اهداف آموزشی است . اوست که می تواند حتی نقص کتابهای درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران نماید . یا برعکس ، بهترین موقعیت به محیط غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند . در فرایند تدریس تنها تجارب و دیدگاه ها ی علمی معلم نیست که موثر واقع می شود ، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تأثیرشدیدی می گذارد .
2-
معلم خوب کسی است که همواره خود را در جریان مطالب علمی روز قرارداده و روشهای خود را مناسب با تحولات شناختی دانش آموزان اطلاح نماید . از صفتهای دیگر می توان به نرم خویی ، مشورت ، برقراری روابط انسانی منطقی و توکل به خدا اشاره نمود .
3-
معلم موفق کسی است که سعی نماید در کلاس رهبر باشد نه رئیس . رهبری که هم وظایف خویش را به نحو احسن انجام می دهد و هم تعاملات اجتماعی مثبت و ارزنده ای برقرار نمای . البته نمی توان گفت که تمام وظایف رهبری در طیف وسیع خود شامل حال معلمان باید گردد ، بلکه هرکس به اندازه جام وجود خویش از آن بهره می گیرد .
4-
روشهای تدریس نوین در کشور ما ، از سوی معلمان با چالش سوءظن و تردید و بی مهری رورو شده است . اگر چه امروزه با تلاش بعضی از مسئولین فهیم و دلسوز ، این باورهای غلط کمرنگ شده است . لکن هنوز تأثیر رسوبات همان انگاره ها از سویی دیگرو کاهش احساس هویت و تعلق در معلمان براثر آسیب های روانی و اجتماعی از سویی دیگر موجب کمی اقتدار ، اعتماد به نفس و کارآیی و عدم خلق روشهای نوین در تدریس گردیدهاست .مضاف بر اینکه کاهش نقش مرجعیت معلمان و تنزل منزلت اجتماعی آنان تشدید کننده امر فوق است .
5-
باید باور کنیم در این دهکده جهانی که ما زندگی می کنیم ، نقش ما معلمان نیز تغییر یافته است . نقش سنتی ما این بود که رئیسی باشیم که خود را دایرةالمعارف غنی می داند که اطلاعات علمی خویش را باید بدون هیچ انعطافی و به صورت یک جانبه و خشک آن را به دانش آموزان انتقال دهد . نقش کنونی که برای ما رقم زده شده است این است : رهبری که تسهیلگر است و هدایت کننده
6-
علیرغم کتابها و مقالات و ... که در خصوص روشهای نوین تدریس انتشار یافته است لکن ما با این حقیقت تلخ روبرو هستیم که روشهای تدریس سنتی بر سیستم آموزشی ما حاکم است .معایب این روش بر همگان واضح است . در مذمت این روش اشاره به همین یک نکته باقی است که اثرشان نه تنها موقتی است که عملاً کلاسهای درس ما توسط تقویت کننده های منفی مانند نمرات منفی و ضعیف ، تهدید و تحقیر و تمسخر و غیره اداره می گردد .اثرشان نه تنها موقتی است بلکه موجب برانگیخته شدن عواطف ناخواسته ای چون آمادگی برای فرار و انتقام جویی ، می شود .
7-
نگارنده معتقد است در شرایط کنونی جامعه ما باید سطح مفهومی معلمان را بالا برد. اینگونه معلمان توانایی بیشتری برای یکپارچه ساختن اطلاعات جدید ، رهایی از تمرکز به خود و تحمل نظریات و تجارب دیگران را ندارند . لکن معلمانی که سطح مفهومی پایینی دارند معمولاً نظریات آنها با هیجانات بسیار آغشته است . اطلاعاتی را که با مفاهیم آنها جور نیست را رد می کنند و یا آنچنان تحریف می کنند که با مفاهیم خودشان جور درآید و ضمن سعی در حفظ مفاهیم خود به افراد و رویدادها ، مثل موارد درست و غلط نگاه می کنند .
8-
داشتن پوششی سراپا سیاه پوش در خانمها و ظاهر و محاسنی نامرتب در آقایان نشانه تقدس بیشتر نیست ، مضاف بر اینکه اگر با چهره ای گرفته و عبوس که گویا فقط مفر آیه های عذاب هستند و روش سنتی و خشک همراه باشد ! ما پیرو مکتبی هستیم که خدای آن بدیع و نوآفرین است . خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و رسول آن پاکیزگی را نشانه دین می داند و امام آن ترتیب جوان را مطابق با روز توصیه می نماید .
9-
در آموزش جهانی " آموزش ذهن مقدم بر آموزش دست " است . همچنین آموزش به معنی درس دادن بی اهمیت شناخته شده است ، بلکه آموزشی ارزشمند است که مبنی بر تجربه فعال و کاوشگری باشد . این تجربه فعال و کاوشگری نیاز به وسایل آموزشی گسترده و پیچیده ندارد . ما معلمان اگر ضمن تقویت احساس هویت و خودباوری ، بتوانیم به همه چیز به دید آموزشی نگاه کنیم و ابزارهای ساده و فراوان اطراف خود را تبدیل به ابزارهای آموزشی بنماییم ، آن موقع می توان امیدوار بود که اطراف خود را تبدیل به ابزارهای آموزشی بنماییم ،آن موقع می توان امیدوار بود که اطراف خود را تبدیل به ابزارهای آموزشی بنماییم ، آن موقع می توان امیدوار بود که اکسیر دانش را با گرهر تجربه مفید و مستقیم آموزشی در هم آمیختیم .
10-
از آنجا که لایه های جامعه علمی ، پژوهشگران جزء تولید کنندگان و معلمان جزء توزیع کنندگان معرفت علمی محسوب می شوند ، توجه به این نکته ضروری است که معلمان پژوهشگری که پخته و مستقل و شایسته می باشند معمولاً از قدرت خلاقیت و درجات علمی بالایی برخوردار هستند و سعی می نمایند تا با ابداع روشهای نوین دامنه علم را توسعه دهند . اینگونه معلمان معمولاً تمایلی به رفتارهای تشریفاتی و دیوان سالاری ندارند . اجبار نمودن آنها به جزئیات دست و پا گیر معمولاً منجر به از دست دادن این نیروها می گردد .
11-
درصد کمی از معلمان ، هنگام تدریس راهبردهای جدید ، از پس ناآرامی حاصله بر می آیند و بیشتر آنها تا افراد پشتیبان در کنارشان نباشد ، هیچ گاه راهبردهای ناآشنا را مورد تجربه قرار نمی دهند. برای رفع این نقیصه چندین بار به کارگیری راهبردهای جدید از طریق آموزش همکاران به یکدیگر توصیه می گردد ، تا معلمان احساس توان و آرامش بیشتری نمایند .
12-
بدیهی است یک الگوی خاص به عنوان روش تدریس برای همه دانش آموزان و همه موقعیتها ، هرگز توصیه نمی گردد . بلکه تلفیقی از الگوها و تغییر بعضی از راهبردهای آن به تناسب مکان ، زمان و نوع دانش آموزان سفارش می گردد .
13-
معلمان غیر اثر بخش کسانی هستند که همان راهبردها و تاکتیک ها را ممکن است به کمک افراد دیگر به کار ببرند ، اما بسیار آمرانه و خشک و هیچ گونه تلاشی برای سازگار نمودن راهبردهای آموزشی با نیازها ی متغییر در موقعیتهای گوناگون به عمل نمی آورند .
ویژگیهای کلی که برای معلم ترسیم می شود 1- صمیمیت 2- مصمم بودن 3- جرأت 4- کارآیی 5- توان و کاردانی
واقعیت : معلمان افرادی هستند با همان کاستیهای احتمالی که دیگران نیز دارند لکن بی شک بیش از دیگران دارای دانش ، اشتیاق و عشق به مردم هستند
راههای بررسی معلمان
رویکرد کیفیتی : ویژگیهای کیفی یک معلم خوب ( هوشیاری ، خوش صدایی ، خوش خطی ، سنت شکنی ، تمیزی ، خوشخویی ، پرشِکوه نیست و مشکلات شخصی را وارد محیط کار نمی نماید ، عدم بی احترامی به کارآموزان ، عدم صمیمیت زیاد با کارآموزان ، عدم هدر دادن زمان ، عدم خود رایی در حد کفایت نمی داند بلکه بیشتر از آنچه برای تدریس نیاز است مهارت و اطلاعات دارد . بی علاقگی معلم با انجام ندادن کارهایی که باید انجام دهد نمایان می شود . عدم علاقه به کار سبب خستگی و دلمردگی می شودبنابر این شوخ طبع است و با همه کارآموزان ارتباط چشمی یکسان برقرار می کند .
رویکرد موقعیتی : تسلط کافی بر مهارتهای تدریس و موضوع : در این رویکرد سخت کوش ، شوخ طبع و رفتار مهرآمیز جنبه حاشیه ای دارد و مهارتهای فنی حائز اهمیت است .
رویکرد کارکردی : معلمان کارا و اثر بخش دارای هوشی فراتر از حد متوسط هستند آنها برای برقراری ارتباط مطلوب تلاش می کند آنان مردم دوست دارای انگیزه و گشاده نظر هستند .
خصوصیات معلم عربی
نمی توان تنها یک راه و چند خصوصیات خاص را درمورد معلم عربی بیان نمود لکن با استفاده از قواعد اشاره شده را می توان مسیرهای ارزشمندی را پیمود تاکید به این نکته ضروری است که تنها یک راه درست ترین راهها نیست ، تحقیقات نشان داده است معلمان غیر اثر بخش هم راهبردها و تاکتیک های آموزشی را که معلمان اثر بخش استفاده می کنند به کار می برند . آنها راهبردهای مورد نظر را بسیار آمرانه و خشک به کار می برند و هیچ تلاشی برای سازگار کردن راهبردهای آموزشی با نیازهای متغیر در موقعیتهای گوناگون ندارند بر عکس معلمان اثر بخش که به تغییر رویکردها اقدام می نمایند . اما آنچه را می توان از مشکلات اصلی و تقریباً فراگیر معلمان عربی و قرآن ذکر نمود ، سیاهپوش بودن دائمی آنها است در واقع این باور غلط را باید زدود که هر چه سیاهپوش تر باشند مسلمان تر جلون می نمایند در حالیکه خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد استفاده از رنگهای ملایم و روشن توأم با سادگی نه نها مغایرتی با دین مبین اسلام ندارد بلکه موجبات آرامش و جذب بیشتر فراگیران را پدید می آورد مشکل دیگر تندخویی و عبوس بودن معلم است چرا سعی نمی نماییم که با رویی گشاده به خانة دل دانش آموزان راه پیدا کنیم این باور غلط که معلم دایرة المعارفی است که باید علم خود را معلم مآبانه با روش خشک و جامد انتقال دهد ، را باید از اذهان زدود بیایید باور کنیم که معلم رهبری است تسهیلگر
از مشکلات دیگر معلمان عربی تکیه صرف فقط به ترجمه طوطی وار است نه فهم درست و دقیق کلمات دانش آموزان ما در مقطع متوسطه با سطح وسیعی از تجزیه و ترکیب رو به رو هستند در حالیکه در سطح اول راهنمایی فقط و فقط اسم را آموخته اند آن هم به صورت غیر کاربردی در دوم راهنمایی معلمان تأکیدی روی اسم ندارند و صرف فعل طوطی وار و صرفاً شفاهی را به دانش آموزان می آموزند و چون آموزش و یادگیری این دو سال کاملاً سطحی است در پایه سوم راهنمایی زمینه ضعف ها و کجیهای این ستون کج خود را نشان می دهد . از مشکلات دیگر غیر تخصصی بودن عده از همکاران عربی است که خود معضلات فراوانی را به دنبال دارد و دیگر اینکه عدم خود باوری و خود اتکایی عده ای از همکاران این رشته است جای تأسف است که همکاران رشته زبان انگلیسی با اعتماد به نفس و غرور از رشته خود داد سخن می رانند لکن عده ای از همکاران زبان عربی که زبان قرآن کریم است و اثرات ماندگاری در دنیا و آخرت همه ما بجا می گذارد اینطور مأیوسانه و بدون انگیزه با تکیه بر یک روش خشک و جامد طی طریق می نمایند .
درس عربی جای مانور بسیار زیادی دارد مثلاً :
الدرس الاول
روی خود کلمه الدرس می توانیم بگوییم
1-
اسم است زیرا اول آن ال دارد
2-
مفرد است زیرا آخر کلمه علامت مثنی و جمع ندارد
3-
مذکر است زیرا آخر کلمه علامت ة مؤنث ندارد
4-
شمسی است زیرا بعد از ال حرف دّ آمده
5-
مذکر مجازی است زیرا .....
6-
این کلمه در فارسی و عربی مشترک است
به نظر شما همکار عزیز اگر دانش آموز کلمات را اینطور عمیق با روشی درست یاد بگیرد بهتر نیست ؟!
پوششی ساده و تمیز و زوشن با چهره ای متبسم توأم با سعه صدر نه تنها مغایرتی با اسلام عزیز ندارد بلکه موجبات جذب فراگیران را فراهم می آورد
استفاده مکرر از رنگهای تیره در واقع انتقال یأس و ناامیدی است که با روحیه شاد و تنوع طلب جوانان منافات دارد در ضمن استفاده از رنگهای تند و سبک نیز دور از شأن معلمی است




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -